درد...
-
تاریخ: 1401/4/19 ساعت: 0:26
شروع مجدد..
-
تاریخ: 1401/4/19 ساعت: 0:26
[unable to retrieve full-text content]خب خب سلام به همه بعد از سه چهار سال خوشحالم ک دوباره میخوام وبلاگ رو راه اندازی کنم...
مراقب دومی زندگیتان باشید:)
-
تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:29
مراقب دومی زندگیتان باشید:)دومیها همیشه مظلوم واقع میشوند، چون همیشه درحال مرهم گذاشتن روی زخم هایی هستندکه اولین عشقت بر روی قلبت یادگاری گذاشته.چون گوشهای خود را پنهان میکنند و تویی را مینگرند که فقط یک اهنگ را زمزمه میکنی:"میگن هیچ عشقی تو د
میشه...
-
تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 12:43
میشه عادما رو بلاتکلیف نذارید؟میشه الکی بخودتون وابستشون نکنید؟میشه با حرفایِ الکیتون امیدوارشون نکنید؟میشه خیالشونُ راحت کنید که هیچوقت نمیشه با هم باشید؟میشه یه کاری کنید،که ازتون دور شن وقتی یکی دیگه رو دوست دارید؟میشه آدم باشیدُشعورِ رابطه داشته باشید؟بخدا حیوونا هم اینجوری نیستن ! [priya]
عاشقانه ..
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 1:56
xa0 وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو “داداشی” صدا می کرد . به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد . آخر کلاس پیش من اومد
رک و راست دوست داشتنتان را بگویید...
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 1:56
لابد روزی دخترم از عشق از من میپرسد؛همان روزی که دلش برای یکی لرزیده و چشم هایِ یکی برایش شده کلِ دنیا...لابد آن روز مثل حالا شاعر شدن از عوارضِ جانبی عشق است...آن روز ولی نمیدانم شعر ها را توی وبلاگ مینویسند تا شاید با چشم های همانی که دیوانه اش شدن
سرده...
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 1:56
سرده خيلي سردهداره يخ ميزنه قلبتقلبمميگفتن معجزه وقتي اتفاق مي افته كه دلت از يچيزي ميگيره و خدا ميخواد آرومت كنه و باهات آشتي كنهتو اومدي....قرار بود آرومم كني...خدا قولتو بهم داده بود...تو پس چرا قول ندادي؟؟؟نبايد كسي استمو ميفهميد،معجزه ي منو ممكن
حساسی...
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 1:56
میگفت تو چرا انقد حساسی میگفتم اینجوری بودم از اول.نمیدونم اولین نفر واکنشش چی بوده که نتیجش این شده ولی خب خودم راضیم.گور بابای هرچی ناراضیهدهن کج میکرد که یعنی بیا و رضایت همه رو جلب کن.میزدم رو شونه ی جلوییم که شما میخواین پیاده شین؟میگفت نه.میگف
گند نزنید به باور انسان ها...
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 1:56
گند نزنید به باور انسان ها!اگر بد هستید بد باشید، اگر عصبی هستید عصبانی شوید، اگر ترسو هستید بترسید؛ این ماسک اعصاب خرد کن "من عالی هستم" را بردارید، هرازچندگاهی جلوی آینه خودِ بداخلاق عصبانی احمق خود را ببینید! باور کنید آسمان به زمین نمیآید؛ خود خ
پاییز...
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 1:56
پاییزخانِ پُر از دردِ مَن ،تویی که طولانی بودنِ شَبات ،شُده حالِ خرابِ دلامون ..تویی که همینجوری بیدلیل همه "رفته بودناشونو میذارن " واسه بَعد از رسیدنت ..پاییز جان ،ما موضوع واسه خَرابی زیاد داریم ،چی میشه یه بار اونی نباشی که همیشه هستی ..اینی
واسه خودت دلخوشی داشته باش...
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 1:56
یه موقِع هایی بایَد واسهخودِت یه دِلخوشی داشته باشی .. من که هیشکیُجُز خودم ندارمتنها عشق و حالَم همینیه لیوان چای است .. دَم غروبا که میشه ،یه لیوان چای واسه خودم میریزم ومیشینَم شهریار میخونَم ..اصن کِیف میکُنما .. بعد به خودَم وَعده میدَم کهاگه بَ
خیلی فکر میکنم بهش...
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 1:56
منم خیلی فکر میکنم بهشاینکه چه روزی زندگیم تموم میشه چجوری میمیرمیهوویی میمیرم یا آروم آروم و پر از درد اینکه لحظه ی مردن ام به چی فکر میکنم اینکه مردن اصلا اون چیزی که فکرشو میکردم بوده یا نهاینکه روز اول مردن ام چجوری میتونه باشهاز یه جایی بیرون از