هرچیزی زمانی داره - تاریخ: 1405/6/25 ساعت: 7:45
پر پرواز pareparvaz هرچیزی زمانی داره ...   ₯•| ₯┄┄┄┄┅━✵✵━┅┄┄┄┄گوشیم زنگ میخوره، سایلنتش میکنم و با اخم میچپونمش تو جیبم... میگه چرا جواب نمی دی؟ میگم مهم نیست... باز زنگ میخوره... میگه خیلی عوض شدی... گیج نگاش میکنم و میگم هوم؟ میگه قبلا اینجوری نبودی، زمین و زمانو بهم میریختی که باهاش حرف بزنی...م...
کاش منو به آرزوم میرسوند - تاریخ: 1405/6/25 ساعت: 7:45
پر پرواز pareparvaz کاش منو به آرزوم میرسوند... کاش یکی بود ازم میخواست ارزو کنم ، من ارزو میکردم و اون منو به ارزوم میرسوندمث غول چراغ جادو مثلا بهم میگفت سه تا ارزومیتونی بکنی ، منم فکر میکردم و ارزوهامو به ترتیب میچیدمشون !!میتونستم ارزو کنم پیشم باشه !ارزو کنم دوستم داشته باشه ! ارزو کنم برگردم ...
میترسم از نبودنت - تاریخ: 1405/6/25 ساعت: 7:45
پر پرواز pareparvaz میترسم از نبودنت... یه بار نشست روبروم،چایی نباتشو هم زد و گفت "میترسم یه روز اذیتت کنم"گفتم "خب نکن!"گفت "عمدی که نه!ولی میترسم اذیت شی"گفتم "نترس!از چی باید اذیت شم؟!"دوباره چاییشو هم زد،هم زد، هم زد...دیدم حرف نميزنه، گفتم "نباتت آب شد، چاییتو بخور"گفت "تو نمیترسی یهو برم؟؟"گف...
بزن به بیخیالی - تاریخ: 1405/6/25 ساعت: 7:45
پر پرواز pareparvaz بزن به بیخیالی... ₯•|  |•₯ ┄┄┄┄┅━✵✵━┅┄┄┄┄يه وقتايى بايد خودتو به بيخيالى بزنیبيخيال تمام آدمايى كه دوستت ندارنبيخيال تمام كارايى كه مى خواستى بشه ولى نشدبيخيال تمام ركبايى كه خوردىبيخيال هر كس كه در روز جاری وارد زندگيت شد و روز بعد رفتبيخيال تلاش‌هاى بى نتيجه‌تدوست داشتناى بى ثم...
زودتر برگرد به خودت - تاریخ: 1405/6/25 ساعت: 7:45
پر پرواز pareparvaz زودتر برگرد به خودت... ₯•| •₯ ┄┄┄┄┅━✵✵━┅┄┄┄┄فنجون قهوه‌شو میذاره روی میز...زُل میزنه تو چشم‌هام و ميگه:غمگین بودنِ این روزهاتو اصلا دوست ندارم!بهم ميريزم وقتی میبینم اینطوری مدام رفتی تو خودت...بعد شمرده و آروم زیرِ گوشم زمزمه میکنه:آدمی كه تورو بشناسه ميفهمه كه خوب نيستی!زودتر ب...
مراقب دومی زندگیتان باشید: ) - تاریخ: 1405/6/25 ساعت: 7:45
پر پرواز pareparvaz مراقب دومی زندگیتان باشید:) مراقب دومی زندگیتان باشید:)دومی‌ها همیشه مظلوم واقع می‌شوند، چون همیشه درحال مرهم گذاشتن روی زخم هایی هستندکه اولین عشقت بر روی قلبت یادگاری گذاشته. چون گوشه‌ای خود را پنهان می‌کنند و تویی را می‌نگرند که فقط یک اهنگ را زمزمه می‌کنی:"میگن هیچ عشقی تو دن...
درد - تاریخ: 1405/6/25 ساعت: 7:45
پر پرواز pareparvaz درد... ₯•| •₯ ┄┄┄┄┅━✵✵━┅┄┄┄┄عمق درد اونجاست بخوایش بخوادت ولی عالمو ادم دست به دست هم بدن برای نرسیدن تو اون بهم .....و تو بدون اون ذره ذره بمیری و اون حتی ندونه و از تو یه خیانت کاره بی رحم پیش خودش بسازه ...اخ که چقدر درد داره که اونم هنوز عاشقته و هنوزم اهنگایی رو ک دوست داری ...
درد... - تاریخ: 1401/4/19 ساعت: 0:26
شروع مجدد.. - تاریخ: 1401/4/19 ساعت: 0:26
خب خب سلام به همه بعد از سه چهار سال خوشحالم ک دوباره میخوام وبلاگ رو راه اندازی کنم...
مراقب دومی زندگیتان باشید:) - تاریخ: 1400/1/11 ساعت: 18:29
مراقب دومی زندگیتان باشید:)دومیها همیشه مظلوم واقع میشوند، چون همیشه درحال مرهم گذاشتن روی زخم هایی هستندکه اولین عشقت بر روی قلبت یادگاری گذاشته.چون گوشهای خود را پنهان میکنند و تویی را مینگرند که فقط یک اهنگ را زمزمه میکنی:"میگن هیچ عشقی تو د
میشه... - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 12:43
میشه عادما رو بلاتکلیف نذارید؟میشه الکی بخودتون وابستشون نکنید؟میشه با حرفایِ الکیتون امیدوارشون نکنید؟میشه خیالشونُ راحت کنید که هیچوقت نمیشه با هم باشید؟میشه یه کاری کنید،که ازتون دور شن وقتی یکی دیگه رو دوست دارید؟میشه آدم باشیدُشعورِ رابطه داشته باشید؟بخدا حیوونا هم اینجوری نیستن ! [priya]
عاشقانه .. - تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 1:56
وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو “داداشی” صدا می کرد . به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد . آخر کلاس پیش من اومد
رک و راست دوست داشتنتان را بگویید... - تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 1:56
لابد روزی دخترم از عشق از من میپرسد؛همان روزی که دلش برای یکی لرزیده و چشم هایِ یکی برایش شده کلِ دنیا...لابد آن روز مثل حالا شاعر شدن از عوارضِ جانبی عشق است...آن روز ولی نمیدانم شعر ها را توی وبلاگ مینویسند تا شاید با چشم های همانی که دیوانه اش شدن
سرده... - تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 1:56
سرده خيلي سردهداره يخ ميزنه قلبتقلبمميگفتن معجزه وقتي اتفاق مي افته كه دلت از يچيزي ميگيره و خدا ميخواد آرومت كنه و باهات آشتي كنهتو اومدي....قرار بود آرومم كني...خدا قولتو بهم داده بود...تو پس چرا قول ندادي؟؟؟نبايد كسي استمو ميفهميد،معجزه ي منو ممكن
حساسی... - تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 1:56
میگفت تو چرا انقد حساسی میگفتم اینجوری بودم از اول.نمیدونم اولین نفر واکنشش چی بوده که نتیجش این شده ولی خب خودم راضیم.گور بابای هرچی ناراضیهدهن کج میکرد که یعنی بیا و رضایت همه رو جلب کن.میزدم رو شونه ی جلوییم که شما میخواین پیاده شین؟میگفت نه.میگف
گند نزنید به باور انسان ها... - تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 1:56
گند نزنید به باور انسان ها!اگر بد هستید بد باشید، اگر عصبی هستید عصبانی شوید، اگر ترسو هستید بترسید؛ این ماسک اعصاب خرد کن "من عالی هستم" را بردارید، هرازچندگاهی جلوی آینه خودِ بداخلاق عصبانی احمق خود را ببینید! باور کنید آسمان به زمین نمیآید؛ خود خ
پاییز... - تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 1:56
پاییزخانِ پُر از دردِ مَن ،تویی که طولانی بودنِ شَبات ،شُده حالِ خرابِ دلامون ..تویی که همینجوری بیدلیل همه "رفته بودناشونو میذارن " واسه بَعد از رسیدنت ..پاییز جان ،ما موضوع واسه خَرابی زیاد داریم ،چی میشه یه بار اونی نباشی که همیشه هستی ..اینی
واسه خودت دلخوشی داشته باش... - تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 1:56
یه موقِع هایی بایَد واسهخودِت یه دِلخوشی داشته باشی .. من که هیشکیُجُز خودم ندارمتنها عشق و حالَم همینیه لیوان چای است .. دَم غروبا که میشه ،یه لیوان چای واسه خودم میریزم ومیشینَم شهریار میخونَم ..اصن کِیف میکُنما .. بعد به خودَم وَعده میدَم کهاگه بَ
خیلی فکر میکنم بهش... - تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 1:56
منم خیلی فکر میکنم بهشاینکه چه روزی زندگیم تموم میشه چجوری میمیرمیهوویی میمیرم یا آروم آروم و پر از درد اینکه لحظه ی مردن ام به چی فکر میکنم اینکه مردن اصلا اون چیزی که فکرشو میکردم بوده یا نهاینکه روز اول مردن ام چجوری میتونه باشهاز یه جایی بیرون از